ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ
با تو بودن همیشه پر معناست
بی تو روحم گرفته و تنهاست
با تو یک کاسه آب یک دریاست
بی تو دردم به وسعت صحراست
بزن بارون که دلگیرم دارم این گوشه میمیرم...
بزن بارون که دلگیرم دارم دیگه آروم نمیگیرم...
حالا که خسته و تنهام حالا که که اون دیگه رفته...
میفهمم تازه این دردو چقدر تنها شدن سخته...
بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفسهامه...
دلیل عشق پاک من غرور سرد اشکامه...
ببار شاید که بگرده تو قلبی که پر از درده...
ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده...
ببین از وقتی که اون رفته چقدر دستای من سرده...
بزن بارون...
حرف دل
نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی
برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی
نمی خواهم صفای عشقت را دیگری بیند
نمی خواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند
نمی خواهم که نقش چهره ای در خاطرت ماند
نمی خواهم نگاهی بر نگاه پاکت آویزد
نمی خواهم به جز من بگیرد دست تو دستی
نمی خواهم کسی یارت شود در این راه هستی
نمی خواهم میان ما جدایی سایه اندازد
خیال دیگری بنیان عشق ما براندازد
نمیخواهم نمی خواهم به جز من یار کسی باشی
نمی خواهم گل نازم
آسان نتوان نوشت از عشق
خواهم ورقی نوشت از عشق
دل یافت ز عشق روشنایی
عشق است و طریق آشنایی
وقتی می آی
وقتی می آی صدای پات
از همه جاده ها می آد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا می آد
تا وقتی که در وا می شه
لحظه ی دیدن می رسه
هر چی که جاده است رو زمین
به سینه ی من می رسه
آه
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو را داشته باشم
به هر چی می خوام می رسم
وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم
گل های خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترای عشق
واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من می تونه
بدون تو زنده باشه
عزیزترین سوغاتیه
غبار پیراهن تو
عمر دوباره ی منه
دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی
تو رو واسه نفس می خوام
زن مانند شیشه ظریف و شکستنی است .
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید .
زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .
قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنمفرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته براتاگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد برامگفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم پشت سرم زاری نکن چیکار کنم مسافرم
چرا غم ها نمي دانند كه من غمگين ترين غمناك دنيايمبيا اي دوست با من باش.....كه من تنهاي تنهايم.....دوستم داشته باش
سلام ای غروب غریبانه دلسلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم لحظه های جداییخداحافظ ای شعر شبهای روشنخداحافظ ای قصه عاشقانهخداحافظ ای آبی روشن عشقخداحافظ ای عطر شعر شبانمخداحافظ ای همنشین همیشه امخداحافظ ای داغ بر دل نشستهتو تنها نمی مانی ای مانده بی منتو را می سپارم به دلهای خستهتو را می سپارم به مینای مهتابتو را می سپارم به دامان دریااگر شب نشینم اگر شب شکستهتو را می سپارم به رویای فردامبه شب می سپارم تو را تا نسوزدبه دل می سپارم تو را تا نمیرداگر چشمه واژه از غم نخشکداگر روزگار این صدا را نگیردخداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشهاگر سبز رفتی اگر زرد ماندمخداحافظ ای نوبهار همیشه
ای کاش...
یکبار دگر باز مجسم می گشت
بهای عشق جز ماتم بود
با عشق تو هم نگاه من تر می گشت
اولین نگاه سردت را می توانستم درون صندوقی غیر از وهم و خیال زندانی کنم
تا هر وقت نیاز مند شدم در فقر خود بمیرم...